… آخرین دختر خانوادهای که در انتظار پسر بود.
و محمد میداند که دست تقدیر با او چه میکند.
و فاطمه نیز میداند که کیست!
آری در این مکتب، این چنین انقلاب میکنند.
در این مذهب این چنین زن را آزاد میکنند.
با فاطمه، «دختر»، به عنوان وارث مفاخر خاندان خویش، و صاحب ارزشهای نیاکان و ادامه شجره تبار و اعتبار پدر، جانشین «پسر» میشود. در جامعهای که ننگ دختر بودن را تنها زندهبهگور کردنش پاک میکرد و بهترین دامادی که هر پدری آرزو میکرد نامش «قبر» بود. و محمد میدانست که دست تقدیر با او چه کرده است. و فاطمه نیز میدانست که کیست …
فاطمه
ژوئن 23, 2008 بدست andaliban
نوشتههای دکتر شریعتی رو خیلی دوست دارم، از جمله متونی ِ که واقعاً به دلم میشینه. اگرچه بسیاری معتقدن که دکتر نه یک فیلسوف که یک ادیب بوده. و بیشتر قلم گیرایی داشته تا اینکه نظریهی جامعی ارائه بده. من در این مورد وارد بحث نمیشم چون اطلاعات کافی ندارم…
البته دکتر بیشتر یه جامعه شناس بوده تا یه فیلسوف … اما خیلی خوب بازی با کلمات رو بلد بوده و کلمات تحت فرمانش بودن